05/01/2018
#جملات که میخواهم بخوانیش!!
سلام ای بهترینم از خدا میخام! خوب باشی
باز شب شد و من برایت نویشتم نمیدانم تا چی وقت برایت بنویسم نه من از تو خاطره یی دارم نه کدام چیزی دیگیری ولی همیشه ده باره ات فکر میکدم .
همیشه میگفتم چرا ای یک کمی به فکر مه نیست.
روزی شده بخاطر من اشک ریخته باشی؟؟
روزی شده بخاطر مه پریشان شده باشی؟؟
روزی شده که سری شانه هایت سریم را مانده باشم؟؟
روزی شده که دستت به دستم باشد؟؟؟
نخیر . نشده . نخیر . نی.
ولی من نویسنده نبودم و حالی هم مینویسم با چشمان پر از اشک نمیدانم من نویسنده شده ام یا به فکرم میایه مینویسم.
ولی دوستت دارم بخدا دوستت دارم ...
گفتنی امشبم تمام شد .. آرزوی خوشی میخایم بریت ..
خداوند هیچ کسی را درد نده ..آمین...