21/09/2026
چشمها را ببند و برگرد به روزگاری که تلفن همراه فقط یک وسیله بود، نه عضوی از بدن. آن وقتها در دست گرفتن گوشی، خودش یک حس فیزیکی داشت؛ هر کدام اخلاق و شخصیت خودشان را داشتند. یکی آنتن داشت که بیرون میآمد و با یک حرکت نرم بالا میکشیدیاش. یکی درپوشی داشت که با یک «کلیک» محکم بسته میشد و همان صدا، ذوقت را چند برابر میکرد. گوشیات یک تکه پلاستیک صیقلی و بیروح نبود؛ چیزی بود با وزن، با بافت، با لبههای ناهموار و گاهی حتی با همان آنتنهای بلند و مسخرهای که سرگرمیات بود.
لذت آن گوشیها در محدودیتشان بود. یک گوشی میخریدی و سالها با آن میماندی و با تو پیر میشدند. آویز رنگی به آنها میآویزاندی، برچسب میچسباندی، یا قاب پلاستیکی رنگی میخریدی تا بین آن همه گوشی شبیه هم، مال تو متفاوت باشد. هر گوشی، تکهای از هویتت بود.
و از همه مهمتر، لذت انتظار بود. وقتی پیامک میفرستادی، باید منتظر میماندی. گاهی پیام با تأخیر میرسید و همین تأخیر، ارزش هر کلمه را چند برابر میکرد. عادت نداشتیم هر ثانیه گوشی را چک کنیم. گوشی را در جیب میگذاشتیم و به زندگی میرسیدیم. وقتی هم زنگ میخورد، آن آهنگهای مونوفونیک و بامزه، مثل یک جشن کوچک توی جیبمان بود.
اما حالا همه چیز عوض شده. گوشیهای امروزی تختههای شیشهای صاف و براق و کاملاً شبیه هماند که در قابهای فلزی سرد گیر افتادهاند. دیگر هیچکدام درپوشی ندارند که با آن بازی کنیم. همه چیز شده یک صفحه لمسی که هیچ حسی به تو نمیدهد.
ما از «استفاده کردن از گوشی» رسیدهایم به «زندگی کردن در گوشی». صبحها با نگاه به صفحه بیدار میشویم، نه با صدای زنگ. وقتی با دوستانمان دور یک میز نشستهایم، هر کدام در دنیای مجازی خودمان غرقیم. گوشیهای امروزی دیگر فقط وسیله ارتباطی نیستند؛ آنها توجه، انرژی و زمان ما را میبلعند.
دیگر کسی برای یک پیامک ساده ذوق نمیکند، چون روزی صدها نوتیفیکیشن بیاهمیت روی صفحه ظاهر میشود. دیگر کسی گوشیاش را سالها نگه نمیدارد، چون هر سال مدل جدیدی میآید که انگار «باید» داشته باشیم. گوشیهای قدیمی یادمان میدادند چطور از لحظهها لذت ببریم. گوشیهای امروزی یادمان دادهاند همیشه «در دسترس» باشیم، اما هیچوقت واقعاً «حاضر» نباشیم.
حسرت آن روزها را میخوریم؛ روزهایی که تلفن همراه یک اسباببازی جذاب و ملموس بود، نه هیولای شیشهای که ما را به خودش زنجیر کرده. کاش میشد چند ساعت آن گوشیهای لعنتی امروزی را خاموش کرد، یک گوشی قدیمی آبیرنگ و بامزه را از جیب درآورد، درپوشش را با یک «کلیک» بست و بعد به آسمان نگاه کرد. ✨